Search results

(1 - 30 of 115)
مجنون نبودم مجنونم کردی
غم و غصه توی قلبم لونه کرده
آفتاب از کوه سرزد تا که ترک وی کنم
دل می‌خواست دل می‌خواست يار ببينم
گلی از دست من بستون و بو کن
ای شيرين جان
بی‌تو می دل غوغا کنه
بلندبالا به بالات روم
نم نم ببارسته از ديشب
اگر يارم چو گل خوش آب و رنگه
به غربت موندم و دل بيقراره يار
شب مهتاب شب مهتاب